میرحسین ! بر سينه ات نشست …. زخم عميق کاری دشمن …. اما، …. ای سرو ايستاده نيافتادی …. اين رسم توست که ايستاده چون سرو به ایستی .‏ ( ما را تنها نگذاشت … تنهایش نگذاریم )

بايد در هر سپيدۀ البرز
نزديک‌تر شويم
بايد يکی شويم.‏
اينان هراسان ز يگانگی ماست.‏

خسرو گلسرخی

Advertisements
این نوشته در سیاست ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s