شاملوى بزرگ، شاعر آزادى …. من همدستِ توده‌ام …ای خداوندانِ خوف‌انگیزِ شب‌پیمانِ ظلمت‌دوست!

شاملو شاعر آزادى است. او از بند ميگويد و زندان و از هم درگسستن زنجير و رهايى.
من همدستِ توده‌ام
تا آن دَم که توطئه می‌کند گسستنِ زنجیر را
تا آن دَم که زیرِ لب می‌خندد
دلش غنج می‌زند
و به ریشِ جادوگر آبِ دهن پرتاب می‌کند.

اما برادری ندارم
هیچ گاه برادری از آن دست نداشته ام

که بگوید: آری
ناکسی که به طاعون آری بگوید و
نان آلوده اش را بپذیرد

شاملو

Advertisements
این نوشته در هنر و ادبیات ارسال شده و با , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای شاملوى بزرگ، شاعر آزادى …. من همدستِ توده‌ام …ای خداوندانِ خوف‌انگیزِ شب‌پیمانِ ظلمت‌دوست!

  1. دجال خراسانی :گفت

    [ مقام معظم رهبری – امروز – نزدیک به واقع] پ.ن: میگن طرف رفت در خونه ی ملا گفت خَرت رو قرض می خوام. ملا گفت؛ خَرم رو یکی دیگه برده، تو همین حال خر از تو طویله شروع کرد به عرعر. طرف گفت؛ اِ، خرت که هست. ملا گفت مرد حسابی تو حرف منو باور نمی کنی،حرف خر رو باور میکنی؟ جریان این روزاست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s