میر حسین ! … دلم تنگه که شالت رو دوباره سبز بندازی ….. دلت لبريز از خونه ولی مردونه ايستادی …

دلم تنگه که شالت رو دوباره سبز بندازي

دلم دلتنگه حرفاته : که فردامون و ميسازي

 دلت لبريز از خونه ولي مردونه ايستادي

بريدن پاتو از خونه ، نميدونن نيفتادي

نميدونن تو زندون هم ، نه کم ميشي نه ميميري

هنوزم دست بانو رو بلند و سبز ميگيري

دلم از دستشون خونه ، هموناييکه بي رحمن

از آزادي چه ميدونن فقط باتومو ميفهمن

هنوزم توي روزي که ندا روي زمين افتاد

يه سبز ساده مي پيوشيم ، بدون حرف بي فرياد

هنوزم پيرمردامون تو دستاشون يه دستبنده

هنوزم مادر سهراب ، به اميد تو ميخنده

يه روزي ميشه اين کابوس ، از اين بي خوابي رد ميشه

يه روز دست اين ملت ، از اين زندونا رد ميشه

يه روزي که تو ميدوني ، مياد و دور نميمونه

همه دنياي من شاهد ، که حرف زور نميونه

Advertisements
این نوشته در سیاست ارسال شده و با , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

4 پاسخ برای میر حسین ! … دلم تنگه که شالت رو دوباره سبز بندازی ….. دلت لبريز از خونه ولی مردونه ايستادی …

  1. kaveh :گفت

    ترانه خیلی قشنگی از توش در میاد اگه یکی مثل آریا آرام نزاد بخوندش

  2. saha :گفت

    شاهکاره
    یعنی همچین رفته تو مخم که بخونمش ( هر چند من خواننده نیستم حتی در حد یه بز 🙂 ) ولی وقتی داری از رو متن می خونی هم با ریتمی که می گیره اشکت در میاد
    آقا اجازه هس واسه خودمون یه بار با آهنگ بخونیمش ؟

  3. میر حسین :گفت

    درود بر میر حسین

  4. میر حسین :گفت

    درود بر میر حسین

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s