وجه ماندلایی موقعیت میرحسین موسوی، در حصار سیصد روزه!

از بازداشت رهبران نمادین جنبش سیصد روز گذشت؛ اما با یک نگاه دقیق و مبتنی بر تجربه‌های مشابه، از این محاصره‌ چیزی جز شکست، نصیب طراحان و مجریان این بازداشت خانگی نشد. حاکمان هفت‌خط جمهوری اسلامی که سی‌ سال است با بهره‌مندی از تجربیات دست‌گاه‌های امنیتی بریتانیا، روسیه، اسراییل و ساواک، مخالفان خود را در داخل وخارج چنان مدیریت کرده‌اند که از ایشان تا قیام ِ قیامت هم آبی گرم نشود، در مورد رهبران نمادین جنبش سبز، به ویژه میرحسین موسوی، از آن‌رو که به ظاهر از زیر قبای نظام بیرون آمده بود، دچار سردرگمی و اشتباه شدند. تردیدی نیست که «شکستن و تسلیم» موسوی نخستین انگیزه‌ی ایشان برای چنین اقدامی بوده است، اما مهم‌تر از آن هدایت چشم و گوش معترضان داخلی، به نیروها و شخصیت‌های سترون مستقر در خارج از کشور بوده، تا زیر چتر پراکندگی و ناتوانی ایشان، آخرین رمق خود را نیز ازدست بدهند و وارد بازی‌های بی‌ثمری شوند که نه تنها هیچ خطری برای نظام نداشته، بلکه محلی نیز برای تخلیه روانی بقایای ایشان باشد، و هم‌چنان در به همان پاشنه‌ای بچرخد که سی سال گذشته چرخیده است. اما چنین نشد. اپوزیسیون خارج از کشور نشان داد که نه تنها خود قادر به خلق جریانات اعتراضی در داخل کشور نیست، بلکه فاقد قابلیت اداره و مدیریت یک بستر مهیای اعتراضی نیز هست.
بنابراین نه تنها جای‌گزینی برای موسوی پیدا نشد، و نه تنها برنامه‌ی شکستن او به بار ننشست، بلکه لایه‌های بیش‌تری از وابسته‌های نظام، مجذوب وجه اخلاقی روش موسوی در این جدال نابرابر شدند. امروز موسوی در جایی از مناسبات حاکم بر سیاست ایران قرار گرفته  و نشسته‌ است، که مختص خود اوست و کسی دیگر قادر به اشغال آن نیست. موسوی نه به سمت اپوزیسیون نظام غلطید، و نه محافظه‌کارانه تن به سازش با هیچ‌کدام از لایه‌های نظام داد. این نقطه‌ای که او بر آن ایستاده است، نقطه‌ی ارتباط با اکثریت جامعه‌ی ایران است. افزون بر این، رفتار اخلاقی موسوی در جریان مبارزات دوسال و نیمه‌ی گذشته، او را در وضعیتی مشابه رهبرانی هم‌چون نلسون ماندلا قرار داده است، که به طور خود‌کار وبدون هیچ تلاشی، عامل جذب نیروهای داخل و خارج نظام شده است.
اکنون دیگر همه متوجه این موقعیت شده‌اند. بسیاری از اصلاح‌طلبان نیز با توجه به این نکته است که از آلودگی بیش‌تر، درجریان‌های بازسازی‌شده پرهیز می‌کنند. نه انتخابات و نه طراحی جریان‌های ساختگی اعتراض، هیج‌کدام قادر نیست تا جای‌گزینی برای جنبش خقته و رهبر در محاصره‌اش دست و پا کند. این وضعیت را می‌توان با ماجرای لخ والسا و جنبش همبستگی لهستان در دهه‌ی هشتاد میلادی مقایسه کرد. نه دولت لهستان و نه مخالفان سخت‌گیر و نرم‌خوی گوناگون آن دولت، و نه اتحادیه‌های کارگری جانشین و نه امتیازات و عقب‌نشینی‌های ناگزیز، نتوانست سایه‌ای برجنبش همبستگی به خواب رفته و رهبر به زندان افتاه‌اش بیندازد. و سرانجام پس از ده سال و به رغم همه‌ی تلاش‌ها که دولت لهستان به انجام رساند تا اثری از آن در خاطره و حافظه‌ی جمعی باقی نماند، موقعیت ویژه‌ی لخ والسا بدنه‌ی خوابیده‌ی جنبش همبستگی را با قدرتی بیش‌ از گذشته، به حرکت آورد.

ارژنگ هدایت

Advertisements
این نوشته در سیاست ارسال شده و با , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای وجه ماندلایی موقعیت میرحسین موسوی، در حصار سیصد روزه!

  1. دوست :گفت

    موسوی عزیز و بانوی سبز دربند و شیخ شجاع به اندازه یه دنیا دلم برای شما تنگ شده .دیشب خواب دیدم آزاد شدید و تمام ملت با دست گل به دیدنتون اومده بودند . میر عزیز از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن

  2. saman :گفت

    درود بر میرحسین که خاریست در چشمان حکوتگران و جانیان!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s