درحافظه تاریخ / میرحسین / من صحبتم را با زنده باد ايران، زنده باد ايران، زنده باد ايران تمام مي كنم!

  میرحسین اين چنين صحبت هايش را به پايان رساند: «من صحبتم را با زنده باد ايران، زنده باد ايران، زنده باد ايران تمام مي كنم». 
 میرحسین در مورد ایران و ایرانی افزد:  ما آمده‌ایم و گرد هم جمع شده‌ایم تا دوباره ایران را پیدا کنیم. ما ایرانی هستیم و آمده‌ایم تا ایرانی پیشرفته بسازیم. ایرانی دور از دروغ، خرافه و تحجر. ما آمده‌ایم که بگوییم اول باید ایرانی باشیم تا جهانی باشیم…
ما آمده‌ایم در سیاست خارجی‌مان پایگاه ایران و ایرانیان را اعتلا ببخشیم. ما آمده‌ایم با جهان تعامل کنیم نه آنکه بر جهان مدیریت کنیم. ما باید اول کشور خودمان را مدیریت کنیم…
ما آمده‌ایم با ملت‌ها دوست باشیم، مدیریت جهان از آن ملت‌ها است. ما آمده‌ایم به سمت علم و عقل برویم و از رمالی، کف‌بینی و پیش‌بینی عجیب راجع به دنیا دوری کنیم.
ما نیامده‌ایم هر روز پیش‌بینی کنیم که کدام کشور می‌خواهد سقوط کند. ما باید پایگاه‌یمان را در جهان محکم کنیم… نمی‌توان در جهان امروز با این پیش‌بینی‌ها مصالح ملی را اداره کرد …
ما نمی‌خواهیم و به ما دستور ندادند که از طریق رجوع با استخاره جهان را بسازیم. به ما دستور داده‌اند که با علم، دانش و عقل با جهان روبرو شویم…
برای ما کاربرد علم، دانش و عقل در کنار ایمان مهم است. اگر این عقل و علم را جدا کنیم به دایره‌ی خرافه و جهل می‌پیوندیم. ما می‌خواهیم دوستداری خود را درباره ایران عزیز و بزرگ اعلام کنیم…
ما ایران و فرهنگ ایرانی را دوست داریم،‌ ما به این هویت نیاز داریم. ما با مشکلات خودمان در جهان نمی‌توانیم روبرو شویم مگر آنکه به هویت ملی و ایرانی خود رجوع کنیم. ما مجبوریم این راه را انتخاب کنیم.
ما دنبال عظمت ایرانیان هستیم.
(بخش هایی از سخنرانی میر حسین در اولین کنگره سراسری نسل سومی‌ها)
Advertisements
این نوشته در سیاست ارسال شده و با , , , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

9 پاسخ برای درحافظه تاریخ / میرحسین / من صحبتم را با زنده باد ايران، زنده باد ايران، زنده باد ايران تمام مي كنم!

  1. Saman :گفت

    «من صحبتم را با زنده باد ايران، زنده باد ايران، زنده باد ايران تمام مي كنم »

  2. Saman :گفت

    ما آمده‌ایم با ملت‌ها دوست باشیم، مدیریت جهان از آن ملت‌ها است. ما آمده‌ایم به سمت علم و عقل برویم و از رمالی، کف‌بینی و پیش‌بینی عجیب راجع به دنیا دوری کنیم.

  3. Saman :گفت

    میرحسین در مورد ایران و ایرانی افزد: ما آمده‌ایم و گرد هم جمع شده‌ایم تا دوباره ایران را پیدا کنیم. ما ایرانی هستیم و آمده‌ایم تا ایرانی پیشرفته بسازیم. ایرانی دور از دروغ، خرافه و تحجر. ما آمده‌ایم که بگوییم اول باید ایرانی باشیم تا جهانی باشیم…

  4. Saman :گفت

    ما نمی‌خواهیم و به ما دستور ندادند که از طریق رجوع با استخاره جهان را بسازیم. به ما دستور داده‌اند که با علم، دانش و عقل با جهان روبرو شویم…

  5. mahyar :گفت

    دوست عزیز اگه دعوتنامه بالاترین داری برام بفرست دمت گرم
    زنده باد ایران و ایرانی

  6. Nahid Hamedi :گفت

    آقای موسوی من بسوی آزادی آمده ام وچند سوال از شخص شما دارم .برادر من در دوران نخست وزیری شما در پایگاه شکاری 330 مهرآباد در سال 66 شب عید غدیر خم در پادگان کشته شد آن زمان که شهدای براعت از مشرکین را برادرم وخیلی از سربازان از هواپیما تشریع کردند و چند روز بعد برادرم را بضرب گلوله کشتند وبا نامردی تمام اسم خود کشی روش گذاشتند در صورتی که حقیقت نداشت برادر من عاشقه زندگی بود با هزار آرزو من مدارکی دارم که گواه بر قتل برادرم در پادگان است و در زمان نخست وزیری شما این جنایت صورت گرفته وهنوز مادرم داغ فرزندش را کهنه نکرده هنور داغش تازست وهیچ کس جوابگو نبوده از شما سوال می کنم چکار باید بکنیم؟ آیا به شما می شود اعتماد کرد؟ جواب خون عزیزمان را دارید بدهید؟

    • نازنین، این مطلب رو یکبار بخوانید…..
      یکسال و اندی پیش میر حسین موسوی گفته بود: “راهی را که شما ملّت بزرگ ایران برگزیده اید مسدود شدنی نیست و شما خلّاقانه نقش آفرینی خود را در این مسیر متجلّی خواهید ساخت و ما نیز در همه حال تا رسیدن صبح روشن فردا در کنارتان و همراه شما خواهیم بود!” یادتان هست؟
      یکسال و اندی قبل میرحسین گفته بود: “من نمي توانم بر سر حقوق و آراي پايمال شدة مردم معامله يا مصالحه كنم. اگر در اين نقطه ايستادگی نكنيم، ديگر تضمينی نداريم كه در آينده با حوادث تلخی نظير آنچه در انتخابات كنونی گذشت روبرو نباشيم.
      ” یکسال و اندی پیش میرحسین گفته بود: “حقِ “حیات”، “آزادی”، “مالکیت”، “امنیت”، “حقِ پی‌جویی رشد و سعادت” و “حقِ ایستادگی در برابر ستم”، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند. یادتان هست؟
      ” یکسال و اندی پیش میرحسین گفته بود: “رئیس جمهور بر اساس سوگندی که یاد می‌کند، از جمله وظیفه دارد از آزادی و حرمت اشخاص و حقوق ملت حمایت کند، پاسخگو باشد و از خود‌کامگی بپرهیزد و قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به او سپرده، همچون امینی پارسا و فداکار به کار برد.
      ” یکسال و اندی پیش میرحسین گفته بود: “کسی که به جنگ سیاهی می‌رود باید چراغی در دست و چراغی در دل داشته باشد و اجازه ندهد کدورت و غم و از آن بد‌تر سیاهی و کینه به دلش راه یابد. هدف ما جلوگیری از نهادینه شدن دروغ و شقاوت و تبدیل شدن آن‌ها به ارزش است.” یادتان هست؟
      یکسال و اندی پیش میرحسین گفته بود: “یادمان نرود و هرگز یادمان نرود که بحث برسر این نیست که رئیس جمهور چه کسی باشد چرا که جنبش سبز با اشخاص مخالف نیست با رویه‌ها مخالف است با دروغ و بی‌رحمی و جهل مخالف است کینه‌ای از اشخاص ندارد ولی دست از نقد جهالت و وقاحت و شقاوت برنمی دارد و مواظب است طی این مبارزه دچار دروغ و بی‌انصافی حتی نسبت به رقیب نشود.
      ” یکسال و اندی پیش میرحسین گفته بود: “ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد!” کسانی که به دنبال دلیلی برای حصر و زندان میرحسین می‌گردند، با خواندن همین چند سطر می‌توانند به علت آن پی ببرند.
      اما پاسخ مسئولان و متولیان امر به هشدارهای هم‌راهان جنبش، حصر و زندان بود و الحق که در طول تاریخ هر کس که با ارباب ثروت و قدرت در افتاده است پاسخی بهتر از این نشنیده است. ولی کاش به جای حصر و حبس میرحسین و همراه عزیزش مهدی کروبی، کمی به هشدارهای ناصحانهشان گوش فراداده بودند تا امروز در چنین وضعیتی نبودیم.
      وضعیتی که امروز در آن قرار داریم همانطور که میرحسین پیش بینی کرده بود با یک دولت نامشروع و سرکوبگر و در حال جنگ با ملت خود مواجه هستیم که طبعاً نمی تواند در مقابل تهدیدات بیگانه مقاومت نماید. در بحث مفاسد اقتصادی نیز همانگونه که شاهد هستیم حتی اراده‌ و قدرتی برای برخورد با مفسدان اقتصادی وجود ندارد. نه تنها اراده‌ای وجود ندارد بلکه مخالفان را نیز محصور و زندانی کردند تا مبادا بیش از این منادی حقوق برباد رفته مردم و اموال غارت شدهٔ بیت المال باشند..
      از طرف دیگر، همانگونه که میر حسین در توصیف حکومتگران امروز ایران گفته بود: (آنها) در سراشیبی کوره‌راهی که درون آن افتاده اند خردشان جا ماندهِ و عنانشان در دست افراط‌گرانی قرار گرفت که نیمه‌های شب به خوابگاه دانشجویان غریب و مظلوم حمله می‌کنند و رایج‌ترین کلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌های رکیک است.
      حالا باید از آنها سوالی را پرسید که یک سال واندی پیش میرحسین از آنها پرسیده بود:: «شفافیت در مقابل ملت چه مشکلی ایجاد می‌کرد که به پنهانکاری از ملت پناه برداید؟»
      و خوب می دانیم که پاسخی برای این سوال ندارند چرا که طشت رسوایی مدیریت اقتدارگرایانه و هاله نوری شان از پشت پرده قداست فرو افتاده است،
      و فقط یک جام برایشان باقی ماندهاست، جام زهری برای نوشیدن!
      و اما تکلیف ما مردمانی که پای در راه سبز گزارده بودیم چیست؟
      باز هم رجوع می کنیم به میرحسین که یکسال و اندی قبل گفته بود: ما آمده‌ایم و گرد هم جمع شده‌ایم تا دوباره ایران را پیدا کنیم. ما ایرانی هستیم و آمده‌ایم تا ایرانی پیشرفته بسازیم. ایرانی دور از دروغ، خرافه و تحجر.
      می دانیم که اگر همچنان در راه سبز استوار باشیم جنبش سبز برنده بازی حصر هم‌راهان بزرگ سبز خواهد بود.

  7. babak :گفت

    وقتی این جملشو خوندم گریم گرفت…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s