میخواهم زندگی كنم… دردا که چه زود خسته می شویم!

  رضا رئیسی

خواستم از عشق و دوست‌داشتن بگويم ديدم خيلي‌ها  از اين باغ بيرونند. همان‌ها كه بيش از همه‌ي پرندگان جنگل هياهو به پا مي‌كنند اما فقط در كار تبديل سپيدي شير به سياهي قيرند.

 خواستم از انديشه بگويم ديدم اين روزها بسياري از مردم در فراغت از انديشه غوطه مي‌خورند، همان‌ها كه به سان زمين عريان خود را به فراموشي سپرده‌اند. نه از طعم باران بهره مي‌برند نه داغي آفتاب را بر پوست خود احساس می کنند.

 خواستم از خوشبختي بگويم ديدم خوشبختي در گرو شادي است و شادي همپاي رهايي. اما سال‌هاست شادي را از ما ربوده‌اند، همان‌ها كه زندگي‌شان ضرباهنگي ندارد. كورمال مي‌روند و دائم در كار متركردن دوزخ و برزخ و بهشت‌اند و طراوت، تازگي و خنده را در چروكي، فرسودگي و رنگ‌هاي تيره و تار تبليغ مي‌كنند.

 خواستم از عدالت بگويم ديدم خانه را به نفس دزدان كاركشته و تباه كنندگان حقوق شهروندي آلوده‌اند، همان‌ها كه گفتند دزدان را مجازات خواهند كرد و مديريت‌شان را به جهان درس خواهند داد.

  خواستم از حق و انصاف بگويم ديدم آنان كه حاكمند و مدام آواز دلسوزي و بخشندگي سر مي‌دهند، به دنبال آنند تا داده‌هاي خدايي را هم از من بگيرند. همان‌ها كه با توهم و تهديد و حرف‌هاي نامربوط مي‌پندارند خردمندتر از همه هستند و حقيقت نزد آن‌هاست.

 خواستم از ساز و كار دوستي و مودت بگويم ديدم اين روزها هيچ چيز بيش از بغض و كين پيوند‌دهنده دل‌هاي‌مان نيست، بغض و كينه از دشمناني كه مدعي‌اند همه چيز در دست آن هاست و همواره در همهمه‌ي خون و صدور احكام بي اساس و ناعادلانه به دنبال آرامش و سعادتند.

 خواستم از تنگدستي و فقر بگويم ديدم دهانم را مي‌بندند. همان‌ها كه مي‌خواستند از جامه‌هاي ژنده گدايان اثري برجاي نماند، اما فقط بر تعداد رداي شاهانه، حساب های بانکی و برج‌هاي سربه فلك كشيده خود افزودند.

 خواستم از مهر و عطوفت  بگويم ديدم آنان كه به سوي من مي‌آيند ، از مهر چشم آن دارند كه خلاء‌هاي‌شان را پر كنند. به دست بوس شان بروی و  در حفظ جان و قدرت شان کوشا باشی، همان‌ها كه عاشق تیغ و طلا و تمنايند.  همان ها که رأی و خرج شان را از مردم مي‌گيرند، اما مردم را به چيزي نمي‌گيرند.

 خواستم از آرامش و آسودگی خیال بگویم دیدم کسی در اندرون من خشمگین است و فریاد که این چه زندگیست  از سر می گذرانیم؟ هستی و نیستی. بودن و نبودن. مرگ و فراموشی. 

 دردا كه اين روزها وفور كاستي است. كاستي در عشق. كاستي در مهر. كاستي در عدالت. كاستي در اميد. كاستي در غيرت و مقاومت. كاستي در اعتراض . كاستي در اعتراف. كاستي در ادب، كاستي در شرم و شرف.

 دردا که چه زود خسته می شویم. چه زود رضایت می دهیم. چه زود جا می زنیم و چه زود می ایستیم، در حالی که هزاران راه نرفته داریم و چه بد؛ این راه ها هنوز سر جای شان هستند، اما خالی. هیچکس به این راه ها نمی رود. هیچ کس در این راه ها نیست. همه بی راهه می روند. همه می خواهند کوتاه ترین راه را بروند. کسی هزینه نمی کند. کسی با کسی همراه نمی شود. کسی دیگری را رو به راه نمی کند. اما من . 

 مي‌خواهم به شور و شوقي كه از دوردست‌ها در دل دارم، دست يابم. اين جامه به تنم تنگي مي‌كند. سقف اين خانه دارد فرو مي‌ريزد. مي‌خواهم خودم را نجات دهم.

مي‌خواهم زنده باشم.

 مي‌خواهم زندگي كنم.

می خواهم سرفراز بمانم.

Advertisements
این نوشته در سیاست ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

4 پاسخ برای میخواهم زندگی كنم… دردا که چه زود خسته می شویم!

  1. رامین :گفت

    یک دعوتنامه بالاترین میشه گرفت از شما؟
    مُردیم اینقدر التماس به همه کردیم

  2. امید سبز :گفت

    فدای دل تنگ تو که همنوای دلهای بسیاری است …
    یک چیز دیگه هم ما رو پیوند میده ، همین دلهای تنگ ، همین دردهای مشترک و همین امیـــــد سبز ، که آن راههای خالی که صدامون میکنند رو پر از ما خواهد کرد .

  3. Mehr :گفت

    سلام،

    من هم به یک دعوت نامه نیاز دارم و سپاسگزار میشم اگه بتونم از شما یک دعوت نامه بگیرم.
    با توجه به دیدگاه بالایی برای دادن دعوت نامه نیاز به آدرس وبلاگ هست. ولی من مطالب خودم رو می تونم توی گوگل پلاس بنویسم. آیا میشه اون رو به عنوان وبلاگ در نظر گرفت؟ هر چند در صورت نیاز میتونم یک وبلاگ هم درست کنم. به هر حال سپاسگزار میشم اگر به من پاسخ بدید.

    مهر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s