اشتراک خوراک
-
نوشته های تازه
- میخواهم زندگی كنم…!
- میرحسین؛ دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان محکم و استوار ایستاده ام!
- درحافظه تاریخ / میرحسین / بنده و برادرم کروبی همراهان کوچکی با مردم هستیم. انها جا دارد از خشم روزافزون مردم بترسند نه از ما!
- «25 بهمنده» میرحسینین نفسینین سسی گئلیر…» ۲۵ بهمن» صدای نفس «میرحسین» می آید!
- به یاد تو ای همرزمم… با فریاد حضورمان… سکوت را میشکنیم… به یاد تو همرزم جان باخته ام… سبز میکنیم… ۲۵ بهمن را، آزادی را
آرشیو مطالب
-
نوشته های برتر
- میخواهم زندگی كنم...!
- میرحسین؛ دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان محکم و استوار ایستاده ام!
- بر آنم کە زندگی کنم ، بر آنم کە عشق ورزم ؛ پیش از آنکه واپسین نفس را برآرم …..صدای شاعر آزادی “احمد شاملو “
- نمایش «سیرک انتخاباتی» دیگری از طرف حکومت ایران و حمایت جمعی از وبلاگ نویسان سبز به تحریم فعال آن!
- فروغ فرخزاد ( تولدي ديگر ) با صدای فروغ
- من ، میرحسین موسوی
دسته ها
- هنر و ادبیات (26)
- ورزش (1)
- اجتماعی (49)
- سیاست (271)
- سرگرمی (6)
-
آخرین نظرات
برچسب های برتر
(احمد شاملو) آزادی اسفند سبز اسلام اعدام اقتدارگرایان بهروز جاوید تهرانی جنبش دانشجوئی جنبش سبز دانشجویان دانشجویان سراسر ایران درحافظه تاریخ دروغ روز جهانی کارگر زندان ها زندانی زهرا بهرامی زهرا رهنورد سختی ها سرکوبگران سعید ملک پور سه شنبه های سبز شاعر آزادی شهدای جنبش سبز فاطمه کروبی فروغ فرخزاد ما بیشماریم مانا نیستانی مجید توکلی محمد مختاری مهدی کروبی میر حسین موسوی میرحسین موسوی ناصر حجازی نسرین ستوده نیک آهنگ هاله سحابی چهارشنبه سوری سبز کارتون کاریکاتور کهریزک ها یازدهم اردیبهشت ۲۲ خرداد ۲۵ اردیبهشت ۲۵ بهمنجستجو
میخواهم زندگی كنم…!
می خواهم سرفراز بمانم.
نوشتهشده در سیاست
برچسبخورده با ميخواهم زنده باشم, ميخواهم زندگي كنم, می خواهم سرفراز بمانم, حقوق شهروندي, رضا رئیسی, عدالت
بیان دیدگاه
میرحسین؛ دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان محکم و استوار ایستاده ام!
آری هموطنم میبینی میرحسین ایستاده است، او همچنان با قامتی استوار ایستاده است؛ آری او تا آخر ایستاده است!
این صدای اوست که به گوش میرسد، این اوست که بیادمان می اندازد که در عهد پیمانی که با ما بسته است ایستاده است.
آری این اوست که در گفت و گوی تلفنی کوتاه، با صدایی محکم و قاطع چندین بار تاکید کرده است که «هیچ چیز عوض نشده است و خطاب به فرزندان خود گفته است: دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان ایستاده ام!
هموطنم؛ میرحسین در عهد و پیمان با ملت بعنوان یکی از همراهان جنبش همچنان با قامتی سرافراز، مجروح و حبس کشیده ایستاده است. چرا که جز احقاق حق ملت چیزی نخواست!
و این مسئوليت تاريخي ماست كه به اعتراض خود ادامه دهيم و از تلاش براي آزادی ایرانمان دست بر نداريم، و به ایستیم چون او که ایستاده است.
ما تا آخر ایستادهایم!
درحافظه تاریخ / میرحسین / بنده و برادرم کروبی همراهان کوچکی با مردم هستیم. انها جا دارد از خشم روزافزون مردم بترسند نه از ما!
«آن چه زندگی میطلبد ایستادگی و شهامت است»
میرحسین، وارد کردن فشار و حتی حذف همراهان جنبش باعث توقف این جنبش نمی شود
میرحسین: اعمال فشار و محدودیت های امنیتی را » شدیدتر شدن خوف نیروهای امنیتی از حرکتهای خیابانی مردم» ارزیابی کرده و گفته است فشارهای امنیتی، مشکل صاحبان قدرت را حل نخواهد کرد و جنبش ریشه دار تر از آن شده است که با محدویت و یا حذف امثال او متوقف شود.وی همچنین با اشاره به برخوردهای سرکوبگرانه حکومتی تاکید کرده است که: بنده و برادرم کروبی همراهان کوچکی با مردم هستیم . انها جا دارد از خشم روزافزون مردم بترسند نه از ما !
»اگر سال گذشته شعار «رای من کجاست» توانست میلیونها شهروند مسالمت جو را در روزهای ۲۵و ۲۸ و ۳۰ خرداد دور هم جمع کند اکنون با سیاستهای سرکوب یک سال گذشته و اوضاع معیشتی مردم و فشار های بین المللی ناشی از ماجراجویی ها، احتمال حرکتهای غیر مترقبه بیشتر شده است. این گونه اقدامات کمکی به بقای انها نمی کند
میرحسین افزوده است: «در کنار مصیبتهایی که به دلیل سیاستهای من در آوردی همراه با دروغ و سرکوب وارد می شود مردم بیشتر از همیشه به راه حل کلیدی انتخابات آزاد غیر گزینشی توجه پیدا کرده اند. هر روز که می گذرد مردم بیشتر معتقد می شوند که ریشه بحران در استبداد و عدم توجه به حق انها برای حاکمیت به سرنوشت خودشان است. مردم می بینند که دولتمداران بین انها اختلاف می اندازند که به نام اسلام خودشان حکومت کنند».
میرحسین افزود، نظام در بسیاری از سطوح به سمت ماکیاولیسم چرخیده و در این موارد هدف هر نوع وسیله ای را توجیه می کند: «این از ویژگیهای حاکمیت قدرتی است که نمی توان ازآن سئوال کرد. در چنین وضعیتی کرامت انسانها و حقوق آنها می تواند نادیده گرفته شود و حفظ موقعیت و مکانت سیاسی حتی با آدم کشی مجاز شمرده شود.
دروغ در چنین حالتی به صورت یک روش جهت حفظ موقعیت و منفعت در می اید!
«25 بهمنده» میرحسینین نفسینین سسی گئلیر…» ۲۵ بهمن» صدای نفس «میرحسین» می آید!
وقتی ميرحسين به تبريز رفته بودند، پیرمردی در میان جمعیت شعری فی البداهه به تركی گفت، شايد در آن روز کسی فكر نمی كرد این شعر در آينده عين حقيقت خواهد شد
میرحسینین نفسی…سیندیراجاق قفسی…(نفس میرحسین…می شکند قفس را…)
ما آخر با امید ناب آزادی، تمام بغض ها را، کینه ها را، اندوه ها را، با گلوی یک جهان فریاد آزادی، شکستی سخت خواهیم داد.
هموطن، ۲۵ بهمن از راه میرسد و صدای نفس میرحسین بگوش میرسد…
« تسلیم این صحنه آرائی های خطرناک نخواهم شد»
۳۶۵ روز گذشته و او همچنان با قامتی سرافراز، مجروح و حبس کشیده ایستاده است. چرا که جز احقاق حق ملت چیزی نخواست!
او بود که گفت، با این حال راهی را که شما ملّت بزرگ ایران برگزیده اید مسدود شدنی نیست و شما خلاقانه نقش آفرینی خود را در این مسیر متجلّی ساختید و ما نیز در همه حال تا رسیدن صبح روشن فردا در کنارتان و همراه شما خواهیم بود.!
و همانطور که گفت، این ایستادگی ها سختی هایی دارد .
با سختی گشایش است و ما این گشایش را در جامعه خود و در حوزه عمومی امروز ملاحظه می کنیم.
یادمان بیاوریم و یادشان بیاوریم که میرحسین یکسال و اندی پیش گفته بود
«همواره به اینجانب و دوستان گفته میشد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت و آرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان «یک همــراه» جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم».
۲۵ بهمن سالگرد حصر خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی وزهرا رهنورد
نوشتهشده در سیاست
برچسبخورده با مهدی کروبی, میرحسین موسوی, ۲۵ بهمن, جنبش سبز, زهرا رهنورد
3 دیدگاه
به یاد تو ای همرزمم… با فریاد حضورمان… سکوت را میشکنیم… به یاد تو همرزم جان باخته ام… سبز میکنیم… ۲۵ بهمن را، آزادی را
هموطن! زندگی رنجبار نسل ما به امید سفت گره خورده است.
بایست که آنها از رمق افتاده اند و تا سقوط قلعه مردمان از جنس خس و خاشاک لختی بیش نمانده.
نه مشروعیتی برای رژیم ظلم وجور حاکم بر کشور قائلیم و نه امیدی به اصلاح روند های موجود!
دوباره و یکدل و یک صدا در ۲۵ بهمن فریاد میزنیم
نمیترسیدیم، نمیترسیم، نخواهیم ترسید؛ چون ما همه باهم هستیم!
ما آخر با امید ناب آزادی، تمام بغض ها را، کینه ها را، اندوه ها را، با گلوی یک جهان فریاد آزادی، شکستی سخت خواهیم داد.
تا به کی اندیشه ها در کنج زندان وطن… نوبت ایران رسید یاران بپا خیزید بپا…
هموطن، عهد و پیمان میرحسین یادتان هست؟
«با این حال راهی را که شما ملّت بزرگ ایران برگزیده اید مسدود شدنی نیست و شما خلّاقانه نقش آفرینی خود را در این مسیر متجلّی خواهید ساخت و ما نیز در همه حال تا رسیدن صبح روشن فردا در کنارتان و همراه شما خواهیم بود.»!
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
۳۵۸ روز گذشته….. چه هواری میزند این سکوت تو…… چه کم صداست عربده هایشان!
۳۵۸ روز گذشته و او همچنان با قامتی سرافراز، مجروح و حبس کشیده ایستاده است. چرا که جز احقاق حق ملت چیزی نخواست!
چه هواری میزند این سکوت تو میرحسین و چه کم صداست عربده هایشان میرحسین!
به یاد تو ای همرزمم … با فریاد حضورمان … سکوت را میشکنیم …. به یاد تو همرزم جان باخته ام …. سبز میکنیم … ۲۵ بهمن را، آزادی
۲۵ بهمن، نعره میزنیم واژه نه را! به حصر، به دروغ، به فریب، به زندان های سیاسی، به شکنجه، به سنگسار، به اعدام، به تقلب، به زور…..
۲۵ بهمن، نعره میزنیم واژه نه را! به حصر، به دروغ، به فریب، به زندان های سیاسی، به شکنجه، به سنگسار، به اعدام، به تقلب، به زور، به استبداد، به آپارتاید، به سرکوب، به مذهب ابزاری، به ستمکشی، به ستمگری، به باتوم، به اشک آور، به لباس شخصی، به خصم، به زنجیر، به شب، به اوین….
این خون شکوفان را، چون دسته گل سرخی، در پای تو خواهم ریخت ، این حلقه بازو را بر گردن مغرورت، خواهم آویخت . ای آزادی، ای آزادی، ای آزادی
گریه ی مادر
- صدای جان سپردن بود
که در دهلیز می پیچید .
***
برادر گفت :
حدیث گرگ و
- انسان است .
برادر گفت :
حدیث دشنه و
- جان است .
تنم لرزید
دلم را
- خشم و
- خون
- پر کرد
برادر گفت :
برادر مرد میدان است .
***
برادر
- اسب خود زین کرد
برادر
- زد به کوهستان
» سلام :
- ای خشم روزافزون
خداحافظ :
- برادر جان . . . «
***
هجومِ باد و باران بود و
- پاییزی که
- خونین بود
برادر
- خشمی ي خون پدر
- بر خانه ی زین بود .
***
«ایرج جنتی عطائی»






